دکتر گوگلی

امروز برای ادامه‌ی درمان  مشکل دستم و  بقیه چیزا رفتم دکتر. در بدو ورود متوجه شدم که منشی‌ِ باکمالات مطب متاسفانه پرونده‌ی پزشکی‌مو گم کرده و دکتر اصلاً هیچ اطلاعاتی از سابقه‌ی مشکل من نداره. دکتر ‌پرسید شما چی میخوردی؟ چقدر میخوردی؟  بعد که جواب دادم شب‌ها ، گفت حالا اگه مشکلت حل نشده می‌خوای جای شب قرصارو ظهر بخور :‌ )) . خب این یعنی چی؟ مگه منچ داری بازی می‌کنی که زمان قرص‌هارو عوض میکنی؟

بعدش هم از مشکل دستم چپم گفتم و چون خانوم منشی  دسته گل به آب داده بود با هزار زحمت تازه به دکتر حالی کردم که مشکلم چی بود، بعد از اینکه حرفم تموم شد با لپ‌تاپ‌ش رفت سراغ گوگل و فکر کنم سرچ کرد : گزگز دست چپ ولی چیزی پیدا نکرد :‌ )) می‌خواستم بهش بگم که دکتر جان زحمت نکش! من قبلاً سرچ کردم ولی دیگه ترسیدم ناراحت بشه :‌)

آخرشم نفهمیدم چی شد..سایت‌ فیـــلـــتر بود یا اینکه چیزی پیدا نکرد بهم گفت که من ماموریتم رو انجام دادم،شما واسه دستت برو پیشه فوق تخصص! خسته نشی با این تجویزت آقای  دکتر ! خب من اگه می‌خواستم برم جای دیگه چرا پیش تو اومدم؟ الکی چند ساعت معطلش شدم،به فوتبال هم نرسیدم . اه…

به اشتراک بگذارید:
  • del.icio.us
  • Facebook
  • E-mail this story to a friend!
  • Print this article!
  • balatarin
  • donbaleh
  • mohandes
  • TwitThis

این حقّم نبود

نمی دونم چرا گفت خیلی بی جنبه ام  و خیلی کارم زشته. من بهش قول داده بودم که دیگه کاری ش نداشته باشم , واسه همین حرفامو به دوستش گفتم ولی اوضاع بدتر شد, همه ی حرفم این بود که من طاقت ندارم کسی ازم دلخور باشه, نمی تونم ببینم حتی دشنم ازم رنجیده باشه چه برسه به دوست. نمی خواستم کارمو توجیه کنم,اگه اشتباهی کردم میخواستم عذرخواهی کنم ولی نشد.

دیگه مغزم کار نمیکنه.فقط امیدوارم  پیش خودش شرمنده نشه بابت این قضاوتی که در حقم کرد.

به اشتراک بگذارید:
  • del.icio.us
  • Facebook
  • E-mail this story to a friend!
  • Print this article!
  • balatarin
  • donbaleh
  • mohandes
  • TwitThis