۱۳۸۸-۰۵-۱۱
دردم بدتر از عاشقی ست…
- چند روز پیش یه مشکلی واسم تو خونواده پیش اومد که کلاً اعصابمو ریخت بهم، من که اکثر وقتا میخندیدم دو سه روز کارم شد گریه و گریه و گریه… خدا رو شکر همه چیز به خوبی تموم شد ولی ترکش هاش روم مونده،سر یه چیز کوچیک سریع کلافه میشم،از کوره در میرم، حوصله م سر میره…به زور میتونم رو یه چیزی تمرکز کنم،یعنی بهتره بگم اصلاً نمیتونم، اعصابم به شدت ضعیف شده. حالا ماجرای پیش اومده به کنار، تاثیر اون سه چهارتا قرص اعصابی که دکتر واسه معده م داده هم کم نیست، روزی 4تا قرص میخورم که 2تاش واسه اعصابه و 2تاش واسه معده م. شاید تعجب کنید خوردن قرص اعصاب اونم از من! ولی چاره دیگه ای نیست، نتیجه خودخوری و احساساتی بودن و زودرنجی (البته فقط تو خونواده ) همین میشه دیگه!
- الان سه ماهه این قرصارو میخورم،البته این مشکل معده م از بعد کنکور شروع شده ولی قبلاً سعی میکردم که با قرص معده بسازم ولی دیدم نمیشه. عوارض این قرصا هم روم کاملاً مشخصه، صبح ها تا 12 میگیرم میخوابم، بعد ناهار هم چرت میزنم؛تازه از غروب به بعد یه کم سرحال میام وتا 2-3 شب بیدارم.کلاً کسل و بی حوصله هستم، یه چند روز هم دور از چشم مامان قرصامو نخوردم ولی دیدم زیاد وضعیتم فرقی نکرده.
همین دیگه! عاشق نشدم،یه چیزی بدتر از اونه…
پس نوشت : پس فردا سه شنبه همایش روز جوانه، کلی سوژه جمع کردیم تا تو همایش پدرشون رو دربیاریم با این وضع شهرسازی شون! میخوام ازش یه پادکست دربیارم…اگه بشه…منتظر باشید!
مطالب مرتبط:
اگر نمیدانید فید چیست این مطلب را بخوانید.









(
؟

عباس هستم، اهل گیلان و دانشجوی مدیریت صنعتی... 





عباس
پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۵:
@وبلاگچی,
بله، کولیت عصبی دارم، ولی هرکاری میکنم نمیتونم جلوشو بگیرم، دست خودم نیست