اگه نامریی بودم…

نونوای عزیز منو به یه بازی دعوت کرده که اگه نامریی بودی چیکار میکردی؟!

از دیروز دارم بهش فکر میکنم ولی نیس که ذهن منحرفی ندارم،واسه همین هرچی فکر بده میاد تو کله م…

  • اولش به ذهنم رسید که اگه نامریی بودم،میرفتم تو اموزش دانشگاهو همه ی نمره هامو میکردم20، تا بعدش بدون کنکور بپریم بریم ارشد
  • چون حضور در انتخابات یه وظیفه ست،میرفتم امریکا تو انتخاباتشون شرکت میکردم.
  • میرفتم انزلی،واسه بازی ملوان-استقلال ،دم دروازه ملوان میموندم، هرچی توپ می اومد که بره تو گل، با دست میفرستادم اوت،بعد موقع حمله ی ملوان برعکس! اونوقت نتیجه ی بازی میشد: 6-0 ملوان!
  • بعد میرفتم واسه بازی پرسپولیس، پشت سر دی کارمو وامیستادم و به جاش توپارو گل میکردم تا این عادل اینقدر بهش گیر نده! بیچاره گناه داره، قیافه ش زار میزنه
  • اگه نامریی بودم دیگه مشکل  سرویس دانشگام حل میشد، دیگه مجبور نبودم اویزون میله ها بشم، هرجا که دلم میخواست میشستم.
  • یه کار انسان دوستانه هم میکردم، میرفتم تو کامپیوتر سلف همه ی اونایی که رزرو نداشتنو واسشون رزرو میکردم  والبته یه کار دیگه! گونی کافورو بر میداشتم، جاش شکری، نمکی، چیزی میزاشتم! کافور چه رنگیه؟ یه وقت سوتی ندم!
  • قورمه سبزی هم از برنامه حذف میکردم تا دیگه اینقدر علف به خورد بچه ها ندن.
  • یه کار دیگه! میرفتم شورای عالی فرهنگیه،چیه؟! این که مناسبتای تقویمو تعیین میکنه، یک هفته رو به نام ” هفته ی  بزرگداشت مقام عالی پسران” نامگذاری میکردم .همش روز زن…روز دختر… یه کم ما پسرا!! نا سلامتی وجود داریما!!

همین دیگه! منم این بازیو میندازم تو دامن امین ، زهره ، سعید و کرگدن .  ببینم چیکار میکنن.

به اشتراک بگذارید:
  • del.icio.us
  • Facebook
  • E-mail this story to a friend!
  • Print this article!
  • balatarin
  • donbaleh
  • mohandes
  • TwitThis

مطالب مرتبط:

 مشترک  فــیــد این سایت  شوید تا همواره مطالب در کوتاه ترین زمان بدست شما برسد .
 اگر نمیدانید فید چیست این مطلب را بخوانید.

اشتراک از طریق ایمیل :

۱۹ نظر

  1. مریمNo Gravatar ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۱۷:۱۲

    سلام
    خدا رو شکر که نامرئی نیستی وگرنه خدا می دونه چه فکرایی به سرت میزد!
    بچه بشین درس بخون این چه فکرایی که نی زنه به سرت آخه؟!

  2. مریمNo Gravatar ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۱۷:۱۴

    می گما!این رو نوشت ها با سایر دوستان چه فرقی توشه؟!
    من قهرم باهات یعنی چی که جدامون میکنی؟

    من دیگه نمیام پیشت
    اصلا حرفشو نزن بی خود هم منت کشی نکن اصلا منو کلا حذف کن از اینجا
    خداحافظ.

  3. نوشین ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۱۹:۱۷

    سلام…
    وایییی چه باحال بود اگه نامرئی می شدم!!! اون وقت بالاخره یه ۲۰ از درسی به غیر از زبان می گرفتم!!!
    شما هم عجب کارایی می خوای بکنیا! حالا تو زمین اگه یه وقت کسی توپ رو شوت کرد به طرف صورت شما چی؟! یا مثلا با پا…!!!
    به کی رای میدادین اون وقت؟!
    راستی من یادم رفت تشکر کنم بابت لطفتون(نایت اسکین و….)
    نظر سنجیه بلاگفا رو هم خبر ندارم.
    موفق باشید…
    تا بعد…

  4. الهه ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۱۹:۳۷

    سلام بر پسر گیلانی
    وای چقدر از وبت عقب موندم
    همه ی مطلبارو میخونم
    ولی خوب موقعی رسیدم داشت پشت سر استقلال غیبت میشد

    حالا خوبه خودتم اعتراف میکنی باید نامرئی بشین استقلالو ببرید
    اونم عمرا
    دیگه سر نمیزنی به قول خودت ما از گیلانیا بیشتر انتظار داریم

  5. ساراNo Gravatar ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۲۰:۰۷

    سلام خوبی
    باز خوبه از نامرعی بودنت جور دیگه استفاده نمی کردی افرین پسر خوب

  6. نجوا ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۲۱:۰۵

    سلام پسر بابا !!!
    چطوری؟؟؟
    هی هر روز آپ جدید ….شنیده بودیم کلاس ها که شروع میشه بچه ها کمتر وقت میکنن بیاین آپ کنن ولی شما که کم نمیاری هیچ رقمه….
    ای آپ بدی نبود …..ولی احساس میشه که واسه بقیه آپ هات بیشتر وقت میذاشتی ….انگاری این یکی رو تند تند نوشتی.البته خوب بودا ولی بهتر از این هم میشد که بشه..
    .
    .
    .
    یکم به فکر فرو رفتم …آدم نامریی باشم چه کارا میتونه بکنه هاااااااااااااا(نیشخند)
    پیروز باشی

  7. دکترروشن فومنی ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۲۲:۰۹

    سلام
    عباس اقای عزیز
    یک چیزجالبه-نظرسنجی شما همیشه اسم وادرس وب سایت
    کاربرا رو داره–مارو راحت کرده افرین
    دوما”-عباس جان-متاسفانه اون عکس مال خودمه-دربیست وسه
    وچهارسال پیش—امسال که عیدی رفتم دست بوس مادرپیرم کرج-که با خواهربزرگم زندگی میکنه وتحت تکفل اونه–اون عکس رو که سالها تو بقچه مقچه هاش حفظ کرده بود بمن هدیه داد-
    به این انگیزه که این ممکنه اخرین دیدارباشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    عکس خیلی پاره وپوره بود-تاخورده وسوراخ سمبه زیاد داشت-
    دادم به یک عکاسی برام درست کرد-سه قطعه ده هزار تومان ازما گرفت–ولی خیلی امروزیش کرده-ازجمله کاسه گلی رو که توش مربای زرشک بوده باند پخش ضبط—وموی تیفوس باقلم وفتو شاپ—ونوارقرمز دورگردن اضافه شده خیلی کارا روش کرده
    نمیخواستم تو وبلاگ بزارم—ولی دوستان خیلی اصرار به تصویر داشتند منهم اونو گذاشتم–عکس بیست سالگی ام تو کشکول گیلکی هست…….؟

    عباس جان-منهم اون مهندسین جوان را نمیشناسم بخدا….؟
    یکی ازدوستان گل مثل شما–ادرس اینجارو بمن داد
    احتمالا” ازوبلاگ اقای شیرازی وبلاگ خودم برداشتند
    چه بهتر؟؟؟؟؟؟//مال بد بیخ ریش صاحبش میمونه
    خداراشکر میکنم
    “که متاعش چه عجب ارزش سرقت دارد”
    اما درمورد اون اماکن هم–مثل کرج وفومن وفومن وصومعه سرا
    وتهران وبیرجند—-دیگه هرشعری هرجا گفته شده تو مسافرت بودم—نام شهرش رو زدم
    شعرا هم هنوز ارش انتشار ندارند
    امری دیگه داشته باشید

  8. شادونهNo Gravatar ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۲۲:۱۰

    خب صب کن الان ازش پرسیدم . البته سن مشکل نیست چون خودم فهمیدمش. بزا جوابه شغلو بده .
    بابا چقد دس به کاره خیرت خوبه . یکم نشخوار براتون لازمه ها

  9. دکترروشن فومنی ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۲۲:۳۰

    سلام
    عباس جان
    اشکالی نداره
    قصدجسارت نداشتم
    فقط توضیح دادم براتون

    فدای شما وپسرعمه گلتان
    هرچه باشه شمالی هستیم دیگه
    یک شباهت هایی باید باشه یانه

    برای چی اینقدرریز شد-فونتش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    دوستت دارم–زیاد
    خیلی کارت درسته بخدا

  10. شادونهNo Gravatar ۱۳۸۷-۰۸-۱۴، ۲۲:۴۸

    ببین بیشتر این نم پس نمیده این بچه . همینا که می دونمو می گم
    سن ۲۹ سال و شغلشم بزا بینم نمی خواد بگه !

  11. فاطی بلا ۱۳۸۷-۰۸-۱۵، ۰۰:۴۳

    اینه که میگن آدما رو از رو قیافشون نمیشه شناختهااااا.

    هرکی منو میبینه میگه وای تو چقدر آرومی . اینا…..اما اولین فکرایی که میاد تو سرم شرورانه است.

    برعکسش تو قیافه ات داد میزنه شیطونی اما یه فکر مخرب تو کله ات نیست.
    ایشششششششششش پسر هم اینقدر مثبت!!!

    یه سر به کلاسام بزن باهات کار دارم(آیکن خونسرد با نیشخند)

  12. نرجس ۱۳۸۷-۰۸-۱۵، ۱۴:۱۰

    سلام
    آدرس وبتون رو در وبلاگ دوستان دیدم
    از اونجایی که هم استانی هستیم و پست این دفعه بنده در مورد دکتر محمد معین هست خوشحال میشم به عنوان هم شهری از دیدگاهاتون بهره مند شم
    پایدار باشید

  13. مریم ۱۳۸۷-۰۸-۱۵، ۱۴:۲۱

    نامرئی بودن واسه خرابکاری کردن خیلی خوبه

  14. نیمچه داروساز ۱۳۸۷-۰۸-۱۵، ۱۵:۴۴

    اگه نامرئی بودم میرفتم میزدم تو سر پسرهای لج دراره کلاسمون!!!!!!!!!!!نمره های ۳-۴ نفرشونم با اجازه دست کاری میکردم تا دیگه مثل خد شیرینا وقتی همه میخوان امتحانو کنسل کنن اونا مخالفت نکنن!پسر هم پسر های قدیم

  15. noonvaNo Gravatar ۱۳۸۷-۰۸-۱۵، ۱۸:۴۵

    اگر نامرئی بودی هر کاری میتونستی بکنی ، حداقل این یه کارو نمی تونستی بکنی یعنی از دیکارمو گلزن بسازی )

  16. مریم جونی ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۰۹:۴۸

    سلام ترکان خوبی
    بابا عجب فکر های خفنی می کنی ها
    بعدشم چی؟
    یه چیزایی میخوای که کم چیزی نیست
    رو رو بنازم
    البته حق داری که این حرف هارو بزنی
    چون اگه همه نامرئی بودن شاید چیزای بالاتر از این ها رو میخواستن
    امیدوارم که به ارزوهات برسی
    من اپم
    دیگه گله نکن که نظر ندادی
    نظرم نوش جونت

  17. مریم جونی ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۱۱:۲۴

    خوب ما اینیم دیگه
    در ضمن خودت چه عجب!!!!!!!!!!!!!

  18. ستارهNo Gravatar ۱۳۸۸-۰۹-۲۲، ۲۰:۴۳

    اخ اگه من نامرئی بودم… مشکل سرویس حل میشد هیچی! یه سر هم میرفتم اتاق دکتر جمشیدی سوالهای امتحان چهارشنبه رو یه نیم نگاهی می انداختم! یه سر هم میرفتم سراغ دکتر فلاح! شاید سری هم به کامپیوتر مدیر گروهمون میزدم!!!! اگه نامرئی بودم… حیف که نامرئی نیستم اما

    داشت یادم میرفت! اگه نامرئی بودم یه کار دیگه هم میکردم حتما! میرفتم حراست دانشگاه و اون دفتر جامعه اسلامی لعنتی تو دانشکده ی شما(!) و اگه میشد عکس های بچه های سبزمون رو کش میرفتم با نگاتیو!

    سلام هم دانشگاهی

    وبلاگ خیلی قشنگ و قلم خیلی خوبی داری

    خیلی اتفاقی به اینجا رسیدم.. اما اتفاق خوبی بود، کلی خوشحال شدم یه خودی تو دنیای مجازی دیدم

  19. احسانNo Gravatar ۱۳۸۸-۱۱-۱۹، ۰۹:۴۹

    وای اگه نامریی بودم میرفتم تو حـموم زنـــــونه. >

نظر شما





                                 

* اگر نظر خصوصي داريد از اين فرم استفاده کنيد.